|
دو شنبه 28 اسفند 1391برچسب:, :: 22:12 :: نويسنده : fatemeh
پشتتو بدوبدتر هی شنیدمو باورنکردم باورش عجیب همش درست بود درست میگفتن منه ساده به همه میگفتم عجیبه عجیب نبودیو دستتوخوندمو یه عمره آزگار به کنارتوموندمو حیف که عمرمو تلف میکردم یه عمربیخودی به عشق تو خوندمو پست ترازاونی بودی که فکر میکردم دلت یه جای دیگه بود حس میکردم به روت نزدم نمیخواستم بری نمیخواستم بشینی و هی بد بگی میگم برات مهم نیست چی به سرم میاد میگی بذار سیاه بشه روزگارش میگی بذار نباشه و فقط بره اصلا بذار بمیره بی خیالش گول چهره ی پاکتو خوردم درست همونی بودی که همه میگفتن انقدرقشنگی که منم نباشم خیلیها واسه داشتنت به پات بیوفتن تازه دارم میفهمم منو واسه چی خواستی باهمه دوروبریات جلومارو راستی برای تو میمردم روت قسم میخوردم انقدر عوض شدی که یهو جاخوردم
نظرات شما عزیزان: sara
![]() ساعت1:07---10 فروردين 1392
عالیه این آهنــــــــــــــگ
پاسخ:فداتون بشم من مر30 ![]()
![]() |